چرا کتاب کابوس شیشه‌ ای به‌ خداستیزی متهم گشته‌ و توقیف شد؟

معمولا یک شاعر برای مطرح شدن در سطح عموم علاوه‌ بر توانمندی در سرودن نیاز به‌ امکانات دیگری نیز دارد که‌ مهم ترین این امکانات داشتن حاشیه‌ ی تبلیغاتی است،این حاشیه‌ تبلیغاتی میتواند به‌ طرق مختلفی به‌ وجود بیاید،به‌ عنوان مثال حضور یک شاعر در شب شعر و یا جشنواره‌ های ادبی،چاپ کتاب و تبلیغات مناسب برای آن،و یا حتی دستگیری یک شاعر میتواند از جمله‌ مسایلی باشد که‌ در ایجاد شهرت برای وی موثر واقع گردد.این یکی از دلایلی ست که‌ معمولا شاعرانی که‌ در تهران زندگی می کنند شناخته‌ شده‌ تر هستند،چرا که‌ قادر هستند در شب شعرها،جشنواره‌ ها و در مجموع در فعالیت های ادبی بیشتری شرکت کرده‌ و با مخاطبین بیشتری به‌ طور مستقیم ارتباط داشته‌ باشند،امتیازی که‌ شاعران جوان در شهرستان ها به‌ ندرت از آن بهره‌ مند هستند.

گرچه‌ هستند افرادی که‌ سعی در شناسایی و پرورش استعدادهای جوان شهرستانی دارند،به‌ عنوان مثال مهدی موسوی که‌ در سال های اخیر نام او را در جریان ادبی کشور به‌ عنوان شاعر برجسته‌ ی غزل پست مدرن بسیار شنیده‌ ایم،او در این راستا تلاش بسیاری انجام داد و با تمام موانعی که‌ بر سر راه او ایجاد شد ولی همچنان به‌ برگزاری جلسات آموزش غزل پست مدرن در شهرستان ها پرداخت و به‌ معرفی شاعران با استعداد تلاش بسیار کرد.اما در نهایت می بینیم که‌ در میان نام های شناخته‌ شده‌ ی ادبی کشور کمتر کسی وجود دارد که‌ شهرت خویش را قبل از سفر به‌ تهران به‌ دست آورده‌ باشد.

یکی از شاعران جوانی که‌ شاید همین مانع باعث شد نام او برای بسیاری از ساکنان کوی ادب و شعر نا آشنا باقی بماند محی الدین امینی انبی است که‌ نوشته‌ هایش با اسم مستعار ماردین (مسیح) در سایت های اینترنتی منتشر شده‌ اند،شاعری که‌ با وجود تمامی محدودیت ها جسارت چاپ مجموعه‌ ی آثارش با نام کابوس شیشه‌ ای را به‌ خود داد،کتابی که‌ پیش از آنکه‌ بخواهد در بین مخاطب مطرح گردد به‌ دستور مقامات قضایی و به‌ اتهام ترویج خداستیزی توقیف شد.علاوه‌ بر توقیف کتاب وبلاگ وی نیز مسدود شد و وبلاگ دوم وی نیز در ایران فیلتر شده‌ و برای کاربران داخل کشور قابل دسترسی نیست.

اما چرا کابوس شیشه‌ ای به‌ خداستیزی متهم گشته‌ و توقیف شد؟

 

 

در سال های اخیر شاهد بسته‌ شدن فضای سیاسی و به‌ تبع آن محدود شدن چاپ و انتشار آثار ادبی بوده‌ ایم.مساله‌ ای که‌ تا به‌ آنجا پیش رفت که‌ حتی آثار چندصد ساله‌ ی ادب فارسی مانند خسرو و شیرین نیز از تیغ کور سانسور در امان نماندند،و البته‌ این مورد در رابطه‌ با آثار شاعران معاصر و جوان بسیار شدیدتر بوده‌،به‌ طوری که‌ در سالهای اخیر شاهد به‌ وجود آمدن واژه‌ هایی چون ادبیات زیرزمینی،اشعار زیرزمینی و غیره‌ بوده‌ ایم،کتاب هایی که‌ مجوز چاپ نگرفتند،کتاب هایی که‌ پس از چاپ از نمایشگاه ها جمع شدند،کتاب هایی که‌ توقیف شدند و کتاب هایی که‌ به‌ ترویج علیه نظام و دین و خدا و از این دست اتهامات روبرو ماندند.محدود شدن شاعرانی چون مهدی موسوی و فاطمه‌ اختصاری،صدور حکم قضایی برای هیلا صدیقی و تحت تعقیب قرار گرفتن ماردین امینی از نتایج کوته فکری بانیان فرهنگ مملکت است.ولیکن باید گفت که‌ هیچکدام از این محدودیت ها مانع رشد این نسل از شاعران نشد،کتاب ها.تصویرها و شعرها در دنیای مجازی به‌ سرعت به‌ خانه‌ ی مخاطبین خویش رسیدند و همچنان شعر راه خویش را به‌ سوی ساختن فردا ادامه‌ می دهد.

در این میان نگاهی مختصر می اندازیم  به‌ برخی از اشعار کتاب کابوس شیشه‌ ای که‌ بدانیم چرا به‌ ترویج خداستیزی متهم شده‌ است.

عصیان بندگی از نوع ماردین به‌ خوبی در شعری با نام (هان،چه‌ شد؟کافرم؟) نمایان است،شعری که‌ در آن مرزها شکسته‌ می شوند،ترس از خدا فرو میریزد و رفتارهای خشونت آمیز او،همچنین دخالت هایش در زندگی و انتظارش برای پرستیده‌ شدن زیر تندباد انتقاد قرار می گیرد،شکایت و اعتراضی به‌ اینکه‌ خدا با چه‌ حقی او را به‌ این زمین آورده‌ و از او انتظار بندگی دارد. شعر   (هان،چه‌ شد،کافرم؟ )

خداوندگاران مرگ و مرثیه‌ یکی دیگر از اشعار تند او در مقابل خدایان زورگوست،از خصوصیات این شعر شکایت از خدا به‌ خدا بردن است،شکایت از خدای سنگسار و مرگ و اشکاور،خداوندی که‌ به‌ عقیده‌ ی او ساخته‌ و پرداخته‌ ی ذهن انسان است و بس،او ازین خدا به‌ خدایی که‌ او را خالق کاینات میداند شکایت می برد،از خدای صاحبان تخت به‌ درگاه خدای عشق شکایت می کند.و از نظر او خدایی که‌ غم نان را نمی فهمد و تن بی جان مظلومان را نمی بیند لایق پرستش نیست.شعر (خداوندگاران مرگ و مرثیه)

شعر دیگری که‌ در این کتاب آمده‌ با نام  (آغوش اهریمنی) که‌ با توجه به‌ مطالعاتی که‌ بر روی کردهای ایزدی داشته‌ به‌ نظر می رسدتحت تاثیر اندیشه‌ های آنان این شعر نوشته‌ شده‌ است.شعری که‌ در آن به‌ شیطان با عنوان قهرمانی نگاه میشود که‌ رو در روی دیکتاتوری خداوند ایستاده‌،و او را با اسپارتاکوس و کاوه‌ ی آهنگر قیاس به‌ مثل می کند. شعر (آغوش اهریمنی)

شاید یکی دیگر از بهترین کارهای او که‌ در این راستا نوشته‌ به‌ اتفاق بیشتر منتقدان شعر مترسک و ارباب زمین باشذ،شعری که‌ در آن در نقش مترسکی ظاهر شده‌ و با ارباب زمین به‌ گفتگویی می نشیند بر سر آینده‌ ای مبهم و گلایه‌ های کافکا مانند زیبا با تشبیهاتی بجا که‌ آن را تبدیل به‌ اثری خواندنی کرده‌ است.

شعر ( مترسک و ارباب زمین(ماردین امینی انبی)  )

 

 

علاوه‌ بر این موارد بسیار رادیکال می توان به‌ نمونه‌ های دیگری از نوشته‌ های او اشاره‌ کرد که‌ هر چند موضوع اصلی رو در رویی با خدا نبوده‌ ولیکن باز هم به‌ او طعنه‌ هایی زده‌ است،به‌ عنوان مثال در شعر ( مهمان شهر مردگان ) در چندین مصراع می توان مثال هایی از این دست دید،به‌ عنوان مثال در بیتی آمده‌ است :

در خود معلق مانده‌ام چون برگ بر دار خزان
دست خدا تیر و تبر ، من بی‌ سپر در مسلخ قربانیان

و یا در شعر (کودکی گندیده  ) که‌ به‌  مشکلات اجتماعی پرداخته‌ در قسمتی از شعر چنین آمده‌ است،

و خدا مرد بزرگی که‌ در آغوش تمام مادران خوابیده‌ ست...

اینها و نمونه‌ هایی ازین دست دلایل متهم شدن او به‌ ترویج خداستیزی شده‌،اما آیا به‌ واقع اینگونه‌ است؟

قطعا خداستیز بودن او اتهامی کاملا واهی است،کسانی که‌ با اشعار ماردین آشنا هستند به‌ خوبی می دانند که‌ او به‌ خداوند عشق می ورزد،او خدا را دوست دارد و با خداوند دوست است،یکی از بهترین نمونه‌ ها در اثبات این مساله‌ شعر (شب که می بارد خدا بر خاک ) می باشذ که‌ در آن چنین می گوید :

روزهایی که خدا خسته ست
من برایش شعر میخوانم
او به اشعارم
کودکانه می سپارد گوش ____ و یا در جای دیگری در همین شعر چنین سروده‌ :

گرچه گاهی هم نمیسازیم
باز اما دوستی مان
تا ابد باقیست
او  درون واژه هایم،جاودان جاریست

چنین لطافتی در بسیاری از نوشته‌ های او دیده‌ می شود،اما آیا آنان که‌ حکم توقیف کتاب و مسدود شذن وبلاگ و سایر مسایل را بر علیه وی صادر کرده‌ اند ازین مساێل بی خبرند؟ بعید به‌ نظر می رسد،نگاهی کوتاه به‌ اشعار او نشان میدهد او مشکلی با خداپرستی نداشته‌ بلکه‌ مخالف استفاده‌ ابزاری از باورهای مردم جهت استثمار آنان است،او مخالف خشونت و تجاوز و قتل و غارت تحت نام خداست،او مخالف خداوندان سنگسار و خشونت است.اما این دقیقا تیری است که‌ به‌ سوی مسێولان جمهوری اسلامی و ساختار حکومت آنان نشانه‌ رفته‌ است،و در اصل مخالفت او با ریاکاران حکومت اسلامی است که‌ باعث بروز چنین مشکلاتی برای وی شده‌ است.مخالفتی که‌ در قالب آثارش به‌ خوبی نمایان است، آثاری چون :

_ آری هست

_ دردنامه‌ ای به‌ کورش 

_ هرزه علف‌های سبز  و بسیاری از اشعار دیگرش از این دسته‌ اند.

محی الدین امینی انبی که‌ بیشتر او را با نام ماردین می شناسیم از جمله‌ شاعران جوانیست که‌ توانسته‌ با تمام محدودیت ها،زندان،توقیف و سانسور بجنگد و از پا  ننشیند،امید است روزی برسد که‌ در ایرانی آزاد شاهد رشد هرچه‌ بیشتر استعدادها و ذخایر فرهنگی خویش باشیم.

_________________________________________

صفحه‌ ی ماردین امینی در فیسبوک             ماردین امینی(مسیح)

وبلاگ مسدودشده‌ ی ماردین امینی             ماردین(مسیح)

وبلاگ دوم وی که‌ در ایران فیلتر است           ماردین امینی(مسیح)

اشعار ماردین امینی در سایت شعر نو         شعرهای ماردین(مسیح)-سایت شعر نو 

نسخه‌ ی اولیه‌ کابوس شیشه‌ ای            نسخه‌ ی اولیه‌ ی کابوس شیشه‌ ای برای دانلود

/ 0 نظر / 19 بازدید